ما فاتحان شهرهای رفته بر بادیم
با صدایی ناتوانتر زانكه بیرون آید از سینه
راویان قصه های رفته از یادیم
كس به چیزی یا پشیزی برنگیرد سكه هامان را
گویی از شاهی ست بیگانه
یا ز میری دودمانش منقرض گشته
گاهگه بیدار می خواهیم شد زین خواب جادویی
همچو خواب همگنان غار
چشم می مالیم و می گوییم : آنك ، طرفه قصر زرنگار
صبح شیرینكار
لیك بی مرگ است دقیانوس
وای ، وای ، افسوس
برچسب: ما فاتحان شهرهای رفته بر بادیم,ما فاتحان شهرهای رفته بر بادیم علیرضا قربانی,ما فاتحان شهرهای رفته بر باديم,ما فاتحان شهرهاي رفته بر باديم,شعر ما فاتحان شهرهای رفته بر بادیم,
نویسنده: بهراد سلیمانی